![]() سلام قالب این وبلاگ قالبی است که طراح آن با هنرمندی و خلاقیت خویش آن را ساخته و مطالبی که در اطراف این قالب آمده, هنگام کپی و استفاده از این قالب در وبلاگ بنده درج شده و از این رو به هیچ وجه مورد تایید 100% بنده نمی باشد.
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
آرشيو موضوعي
جستجو
پيوندها
اینک فلسفه
لینک کتاب «پیامبر امی و پاسخ به شبهات» من اسلام دین برادری مذهبی و مداحی الغرفه للسیاسه الدینیه للدکتور علیرضا کاوند البروجردی اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ زرتشت و ايران باستان اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اينترنتي :: طراح قالب:: پيوندهاي روزانه
وبلاگ ويدئو بال
سایت محور (معرفی سایت یا وبلاگ به دنیا) لینک دانلود آثار شهید مطهری(ره) سایت حجه الاسلام خسرو پناه پایگاه جامع اطلاع رسانی و آی تی دانلود کتاب سایت آقای محسن تنه کار وبلاگ مهندس احمد تنه کار حزب الله نو وبلاگ آقای رضا کاوند کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه یادداشتهای یک آنارشیست سایت ایران خودرو مرکز فرهنگ و معارف قرآن سایت ضد جنگ بنیاد حکمت اسلامی صدرا کتابخانه دیجیتالی مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی درگاه پاسخگویی به مسایل دینی همایش ملی اصطلاح نامه پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی سایت فجر سایت شارح ارسال استفتای مقام معظم رهبری سایت بلاغ سایت اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری سایت al-islam سایت شهید آوینی سایت امام خمینی(ره) سایت تبیان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی سایت حوزه آرشيو پيوندهاي روزانه |
وبلاگ علمی دکتر علیرضا کاوند بروجردی
عقلانیت دینی موافقان بازداشت میر حسین
موافقان با بازداشت و محاکمه میر حسین موسوی اینجا را ببینند
میر حسین ضد انقلاب و امام
ابراهيم اسرافيليان:
"آيت " ميگفت روزي ميرحسين در برابر انقلاب
ميايستد
خبرگزاري فارس: شهيد آيت اعتقاد داشت كه ميرحسين موسوى وابستگىهايى به ملى گراها دارد و هيچ اعتقادى به جريان انقلاب ندارد و معتقد بود حتى روزى ايشان به عنوان مخالف در برابر انقلاب خواهد ايستاد. ![]() به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي
" به نقل از جوان ، متن گفتوگوي ابراهيم اسرافيليان، يكي از دوستان شهيد دكتر حسن
آيت در سالگرد شهادت ايشان به شرح زير است: بر گرفته از:
کتاب " المستشرقون و شبهاتهم حول القرآن الکریم"
نگاشته شهید سید محمد باقر الحکیم
این کتاب از کتب نادر و بسیار ارزشمند است که نسخه کپی آن با زحمات فراوان به دستم رسیده است. در صورت نیاز به این کتاب ، مرا مطلع سازید.
اربعین حسینی و روشهای عزاداری عموم مردم و رویکرد به آن
بيانات یکی از مراجع در پايان درس خارج فقه به مناسبت اربعين حسيني ادامه مطلب
نگاهی دوباره به سن بلوغ دختران در اسلام
نگاهی دوباره به سن بلوغ دختران در اسلام
از دیدگاه آقای صانعی پژوهشی جالب و عمیق و دقیق و قابل توجه و تامل ادامه مطلب
سایت قلم نیوز میر حسین و رهنورد محکوم به نابودی است
دفاع از وهابیت مدرن یا ؟
نامه ای به موسوی
نامه ای به میر حسین موسوی برادر بزرگوار و عزیزم جناب آقای موسوی سلام سلام علیکم طبتم سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار سلامی به بوی خوش آشنایی به نخست وزیر اسبق جمهوری اسلامی و درودی فراتر از زمان بر روح پرفتوح بت شکن تاریخ، امام راحل (ره) و شهدای گران ارج و مجاهدان مقرب انقلاب اسلامی میر حسین عزیز نمی دانم از کجا بیاغازم اما اکنون که چند هفته از انتخابات دهم ریاست جمهوری می گذرد باز هم متاسفانه ما در شهرهای خود در گوشه و کنار دچار هرج و مرج و اغتشاش از سوی افراد گوناگون با تفکرات و اندیشه های (اصلاح طلب، ضد نظام جمهوری اسلامی و لائیک مدار) متفاوت هستیم. این هرج و مرجها طبق گفته مردم ایران، به ویژه مردم تهران، آسایش را از زندگی روزمره ربوده و شرایط را برای همگان تنگ کرده است. نمی دانم آیا درست می بینم یا نه ؟ کشور عزیزمان ایران که خونها و جانهای فراوانی در طول این 14 قرن اخیر پس از ورود اسلام به آن، برای آبیاریش به دامن سبزش ریخته شده، در التهاب و تنش می غلطد و دشمنان تا بن دندان مسلحش، کینه توزان حیوان صفتش و مغرضان بیمار دلش و کینه توزان همیشگیش، بیش از پیش خوشحال تر و مسرورتر گشته و منتظر اضمحلال و سرنگونیش و افول یکباره اش هستند. این انتظار چیزی نیست که به لطف خداوند و یاری سبزش و دعای حضرت قطب عالم امکان ولی زمان حجه بن الحسن العسکری(روحی و ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) به تحقق مقرون گردد، چه رسد به آنکه محقق گردد. . . . . . ای پیامبر! لولاک لما خلقت الافلاک ای پیامبر! خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی . . . . . منم علی(علی نفسی سلام الله و النبی و الملائکه) آنکه گویم: انی بطرق السماء لاعلم منی بطرق الارض . . . . . منم علی که انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحی منم علی که ینحدر عنی السیل و لا یرقی الی الطیر منم علی که فسدلت دونها ثوبا و طویت عنها کشحا منم علی که فطفقت ارتئی بین ان اصول بید جذاء او اصبر علی طخیه عمیاء من همان علی ام که فرمودش نبی رسالت پناه: تو نسبت به من چون هارونی نسبت به موسی با این فرق که پس از من پیامبری نیست من همان علی ام ......که سر در چاه کوفه کردمی من همان علی ام ......که ناشناس شبم که به تاریکی شب می کشم بار گدایان بر دوش ........................................................................... وقتی که دیدم میراث مردم را به غارت بردند............. وقتی که دیدم میراث کائنات و هستی را به غارت بردند............. وقتی که دیدم میراث مرا به غارت بردند............. وقتی که دیدم میراث نبوت را به غارت بردند............. وقتی که دیدم میراث خدا را به غارت بردند............. چه باید می کردم............. می جنگیدم؟؟؟؟؟ !!!!!!!! می ایستادم و دم فرو می بستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!! نه !!!! . . . . . به کارزار غاصبان می روم و مغصوبانه همراهشان می شوم چرا؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! چون ترسیدم؟؟؟؟؟؟؟ چون لرزیدم؟؟؟؟؟؟؟ چون قدرت ایستایی در مقابل گرگان عرب را درخود ندیدم؟؟؟؟؟؟!!!! چون جانم را دوست تر از دینم داشتم؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! چون حفظ خانوده ام را ارجح می دانستم؟؟؟؟ !!!!!!!!!! مگر اولین شهیده ولایت را تقدیمش نکردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!! مگر حسنم، حسینم و زینبم یتیم نشد؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!! مگر فرقم چون سیب بهشتی پیامبر دو نیم نشد؟؟؟؟؟؟؟!!!!!! مگر نگفتند علی کافر شده(العیاذ بالله)؟؟؟!!! مگر نگفتند علی مرتد شده؟؟؟!!! مگر نگفتند یا خلافت شیخوخیت مدارانه عرب را می پذیری یا سربازان بیرون سقیفه ملعونه بنی ساعده منتظرند تا جانت را تقدیمت کنند؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دردهای مرا احدیت ذاتش در مرتبه اسم اعظم و اعماق جان رسول اعظم(صلی الله علیه و آله وسلم) در حقیقت محمدیش و زهرای اطهر(سلام الله علیها) و 11 فرزندم می دانند و بس!!!!!!!!!! حال چرا قبول کردم؟؟؟؟؟ تفرقه ای که به جان امت افتاد و بسیاری از ترس آن دو پیشتازِ ظاهرِ پستاز باطن، دم فرو بستند، چون انس بن مالک و دیگران که گفتم در حقشان: یا اشباه الرجال و لا الرجال (ای مرد نمایان نامرد) گفتند علی هوس حکومت کرده علی جوان است علی شوخ طبع است علی بذله گوست علی علم جنگ نمی داند علی با سیاست خود را در قلب پیامبر جا داد علی مترصد رحلتش بود اما........ مگر من نبودم که و ان دنیاکم هذه لازهد عندی من عفطه عنز!!!!!! مگر من نبودم که یا دنیا طلقتک ثلاثه!!!!!!!!!!!!!!! مگر من نبودم که فرمود در حقم: علی گشاده روست نه ترش رو و هیچگاه از حدود الهی بیرون نرفته!!!!!!!!!! مگر من نبودم که فرمود در حقم: انه اخیشن فی ذات الله(علی خشونتکی در راه خدا دارد)!!!!!!!! جز برایش خشم نکردم و جز برایش شاد نگشتم. آنها که خشونت مرا تاب نیاوردند با عقاب او چه کنند در عقبی!!! مگر من نبودم که فردی مردمی بودم!!!!!!!! مگر من نبودم که گرگان عرب را بینی به خاک مالاندم و پورعبدود را نه کینه توزانه، که کریمانه و بزرگمنشانه کشتم!!!!!!!!!!!! مگر درب خیبر را جز به نیروی اسم اعظم ولایت محور الهی از ریشه در آوردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!! مگر یار غار پیامبر نبودم؟؟؟!!!!! مگر نگفتند در مدحم ملائک مقرب که لا فتی الا علی لا سیف الا ذو الفقار؟؟؟؟!!!!!! مگر سینه من مالامال از دانش های ژرف نبوی والهی نبود که علم جنگ، نقطه ای از کرانه های اقیانوس بی انتهایش بود؟؟؟؟!!!! مگر علم من در جنگ به عمل نیامد که فرمود در حقم: لاعطین الرایه غدا الی رجل کرّار غیر فرّار؟؟!!! آری همانم که هنوز پیکر مطهر رسول خدا بر زمین بود و میمون صفتان گرگ دل، بر جیفه ی کِرم آلودِ خلافت بی ولایت چنگ زدند و بریدند و دوختند و به تعبیربرادرم سلمان که از ما اهل بیت بود، خطاب به غاصبان حرم الهی و هتاکان حجله ولایی: کردید و نکردید!!!!!! شستن و غسل و تدفینش با من بود. اگر با من نبود پس با که بود. آنان که حرمت جنازه اش را نگه نداشتند، چگونه حرمت حریم ولایتش را نگه می داشتند؟؟؟؟!!! از یمن وجودش، از فرش حیوانیت به عرش انسانیت برآمدند و همانان بودند که به تعبیر همسرم راضیه مرضیه، پیش از بعثتِ پدرش، آب گنداب می خوردند(یشربون ماء الجشب)، بین مارهای کر و کور وسنگها و صخره ها زندگی می کردند. پوست حیوانات مرده را می خوردند و... حالا چه شده که متمدن شده اند ؟؟؟؟!!!!! فهمندگان ارزش خلافت و مدیریت جامعه خودند؟؟؟!!! برخیشان 40 سال بر سر هیچ و پوچ خونها ریختند تا حضرتش میانشان صلح و دوستی برقرار کرد!!!!!! اما این باز گشت به جاهلیت اولی بود. بر اعقاب خویش برگشتند و پشتک جانانه به سوی شقاوت دیرینه زدند. . . . با این قوم سرکش و مردم نفهم و فهیم بزدل، چه باید کرد؟؟؟!!! صبر!!!!!!!! . . فصبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی......... . . . اری تراثی نهبا........ . . . چرا باید خود را در دل پیامبر جا می دادم؟؟؟!!! من که همانم که فرمود: انا و علی من شجره واحده انا و علی من نور واحد من همانم که : کنت مع الانبیاء سرا و مع محمد جهرا کنت ولیا و آدم بین الماء و الطین ما رایت شیئا الا و رایت الله قبله و بعده و معه ولایت من احاطه قیومی خداست. ولایت من بطن حقیقت محمدیست. من عین نبی و نبی عین من و من ظاهر او و او باطن من است که فرمود: هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن. مرا چکار با کسب دنیا و زر و زیورش که همه هستی تحت تصرف و عنایت منند از رهگذر علم الوهی. گویا نشنیدند که : بنا اهتدیتم فی الظلماء و تسنمتم ذروه العلیا و بنا انفجرتم عن السرار . . . وقر سمع لم یفقه الواعیه . . . و کیف یراعی النباة من اصمّته الصیحه ................ .............. ............ .......... ........ ...... .... .. . در غدیر چه شد؟؟؟؟ تحریفات شنیع واقعیات تاریخ اسلام از شرم زشتی خود و جفا در حق من تا ابد به خود می پیچند و صاحبانش مسرور از کرده خویش تا انتهای این دار فانی. درود خاصم بر علامه امینی(در هم شکاننده دشمنان ولایت با ابزار دشمنان ولایت) و هر که راه مرا در عمل پاسداشت. چراکه: به عمل کار برآید به سخندانی نیست. 1- سکوت تدبیر مدارانه 2- همراهی مشفقانه برای اجرای حدود و احکام الهی ................... برادرم بزرگوارم الف) اگر حق شما بود پیروزی در انتخابات، تنفیذ رهبری از رییس جمهور منتخب عبث بود و خطا. ب) اگر حق شما بود پیروزی در انتخابات، صحه رهبری بر اعلام نتایج، نادرست بود و بر فنا. ج) مقام عظمای ولایت، تنفیذ کردند رییس جمهور منتخب را. د) مقام عظمای ولایت، تایید کردند صحت شمارش آراء را. ه) یا العیاذ بالله شما دراشتباهید و نمی فهمید و ولی امر مسلمین جهان العیاذ بالله درست گفته اند. و) یا شما درست گفته اید و ولی امر مسلمین جهان العیاذ بالله نادرست گفته اند. ه) نایب برحق ولی امر و صاحب هستی و عرش معلای الهی، از آنجا که جزء مخلصین و انسانهای کامل اند، و از بینش بالای خداوندی برخوردارند و ولایت حقه حقیقیه بر ما دارند، احتمال اشتباهاتشان در اینچنین مسائلی در حد صفر، و احتمال اشتباه شما در حد...؛ چرا که ژرفای بینش شما هیچگاه در حد نایب امام زمان نیست؛ افرادی احساسی مثل شما که زود از کوره به در می روند، کار مثل ریاست بر جمهورملت، برایشان سخت و طاقت فرساست، و ممکن است که هر روز به سمتی بغلطند. همچنانکه در این چند هفته غلطیدید و غلطاندید وتا توانستید بر عقول به اصطلاح فرهیختگان، سخنان زیبا و نابخردانه. صحیفه امام (ره) در صفحات مرتبط با شما کارنامه توانمندی هایتان را به وضوح نشان می دهد و ... . ی) شما در بیانیه تان گفته اید دولت دهم مشروعیت ندارد. الف+ب+ج+د+ه+و+ی= شما بر حق نیستید و مطیع واقعی ولی امر نمی باشید و مخالف رهبری نظر داده اید واین بسیار خطرناک است. خنده دار تر از این نمی توان گفت که: ما معتقدیم در انتخابات تقلب شده ولی مخالف با بازشماری تمام آراء هستیم. می دانید این یعنی چه؟؟؟؟ مهمترین لوازم این تئوری عبارت است از: 1- درست بودن شمارش آرا. 2- تقلب در برگه های انتخاباتی و نوشتن اسم رییس جمهور منتخب به جای اسم شما توسط ناظران و رؤسای شعب. اولی اثبات شد. دومی اثبات نخواهد شد؛ چراکه: 1- شما ادعای دارید که رییس جمهورکشور باید به مردم کشورش حسن ظن داشته باشد. 2- شما به منتخبین شورای نگهبان بر سر صندوق ها شک دارید. 3- منتخبین شورای نگهبان بر سر صندوق ها، جزو مردم امین و صالح و منتخبند. نتیجه اول: شما به مردم امین و صالح و منتخب، شک دارید. نتیجه دوم: حال که به منتخبین و صالحین شک دارید، لزوما و منطقا، حتما به دیگر مردم حسن ظن ندارید و بلکه شک دارید. نتیجه سوم: خلاف ادعای شما ثابت می شود که این یعنی خیال خام و فرا فکنی در سطح افکار عمومی. . . در سخنرانی رهبر معظم انقلاب حق شما ادا شد. هم از شما تعریف شد و هم انتقاد شد. کسی منکر تعریفات نیست. اما انتقادها قابل تامل بود: «دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفتهاند؛ دشمنان ملت ايران ميخواهند همين اعتماد را در هم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايهى جمهورى اسلامى است، ميخواهند اين را از جمهورى اسلامى بگيرند؛ ميخواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند دربارهى اين انتخابات و اين اعتمادى را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند.» بیننا و بین الله خودتان کلاه خود را قاضی کنید. شما و طیف حامیتان، پیش و پس از انتخابات، بیشتر ضربه زدید یا دشمن در آن ور مرزها؟؟؟!!! اعتماد شکنی ها کار آقای اوباما و خانم کلینتون بود؟؟؟!!! تا شما هستید کی به حرف اوباما گوش می دهد؟؟؟!!! تا شما هستید کی به حرف پرز و نتانیاهو و ایهود باراک خونخوار گوش می دهد؟؟؟!!! تا شما هستید کی به حرف مرکل و... گوش می دهد؟؟؟!!! تا شما هستید کی به حرف CNN و BBC و ABC news و FOX news و ... گوش می دهد؟؟؟؟؟؟ تا سايت قلم نيوز شماست کی توجه به سایتهای غرب و اروپا می کند؟؟؟ و اين را بدانید که : تا شما در عرصه سیاست اینگونه حق به جانب باشید، طرفداران شما گوش به حرف ولی فقیه(زید عزه) و رییس جمهور منتخب نمی دهند. این برای من سخت دردناک است که پس از سخنرانی رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه، فردی مرا دید و گفت: «رهبر دیکتاتورتونم که از دیکتاتوری حمایت کرد!!!!» شما اعتقاد مردم را به فضاحت کشیده اید به طوریکه حرف رهبر دلسوزمان را هم قبول ندارند. شما با افکار عمومی چه کرده اید که بر روی بام ها فریاد مرگ بر دیکتاتور سر داده می شود. اصل حاكم فكري شما به قول امروزی ها «زور چپونی» و ادعای بی دلیل است. در اسلامی که شما به آن معتقدید آمده: البینه لمن ادعی(هرکس ادعا می کند باید بینه بیاورد). پس کو آن همه دلیل و مدعای محکمه پسند که قرار بود در دادگاه عدل نظام بیاورید؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!! آیا ظنیات و گمان های شما و اطرافیانتان، که می خواستید و احتمالا باز هم می خواهید انتخابات دوباره برگزار شود، از یقینیات و شواهد عینی در شمارش آراء توسط شورای نگهبان در انظار اصحاب رسانه و ... ، مقام بالاتری دارد؟؟؟؟!!!! شما چرا از سردار رضایی درس متانت اخلاقی را فرا نمی گیرید؟؟؟ ایشان وقتی دید که اقبال عمومی به سمتش نیست، جزع و فزع نکرد، اعتراضات خود را قانونی دنبال کرد و اولین کسی بود که به آقای احمدی نژاد تبریک گفت. هر چند تبریکش را به موقع پخش نکردند. و ای کاش همان روز پخش می شد. این سردار جبهه و جنگ که 8 سال مداوم، در خط اول رزم برای مردم کشورش جان را به دست گرفته بود، اخلاق شکست را به وضوح برای همگان ترسیم کرد. شما چه کردید؟؟؟؟؟ مثل 4 سال پیشِ آقای کروبی، همه چیز را زیر سؤال بردید. 4سال پیش، آقای کروبی، بعد انتخابات تهمتهای زشت و ناروایی به برخی افراد زد و رهبر معزز هم در نامه ای، جواب محکمی به او داد که دیگر از این حرفهای ناپخته نزند و گفتند من از شما تعجب می کنم آقای کروبی؛ شما با این همه سابقه در نظام از شما بعید است که ... . در اینجا چون شما محل بحث هستید، نکات مرتبط با شما آورده می شود وگرنه دیگر نامزدها مصون از اشتباه نیستند و هر کدامشان در برخی مواضع و سخنان خود قابل نقدند. جناب آقای میر حسین برادر عزیز 67 ساله که حدود 7 دهه از سن شما می گذرد؛ از شما این حرکات بسیار بسیاربعید بود و همان محبوبیتی را که داشتید نیز مطمئن نباشید که محفوظ مانده باشد. چه سخت است که نخست وزیر کشور دل ولی فقهم را و ولی فقیهش را به درد آورده باشد. همو که باید همیشه مطیعش باشد وگوش به فرمانش. شما چه کردید که رهبری در نماز جمعه فرمودند: «آن مردمى هم كه به اين چهار نفر رأى دادند، اينها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخيص دادند اين براى كشور بهتر است، به نظام پابندىاش بيشتر است، به او رأى دادند. آن كسى را كه صالحتر براى خدمت به نظام ميدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل كردند.» . . « در مواردى انسان ميديد كه در اين مناظرهها جنبهى منطقى مناظره ضعيف ميشد؛ جنبهى احساساتى و عصبى پيدا ميكرد؛ جنبهى تخريبى غلبه پيدا ميكرد؛ » . . « بىانصافيهائى احياناً ديده شد؛ هم بىانصافى نسبت به اين دولت با اين همه حجم خدمت » . . « از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانىها را براى من مىآوردند و من ميديدم يا گاهى مىشنيدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغگوئى متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامههاى جعلى براى دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مىبينيم ميدانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبتهاى خجالتآور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند. » . . « مردم اطمينان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمينان داشته باشند كه جمهورى اسلامى اهل خيانت در آراء مردم نيست. ساز و كارهاى قانونى انتخابات در كشور ما اجازهى تقلب نميدهد. اين را هر كسى كه دستاندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق ميكند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلافِ بين دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور ميشود تقلب كرد! در عين حال بنده اين را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همين را قبول دارند كه اگر كسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه ميدهند، بايد حتماً رسيدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسيدگى فقط از مجارى قانونى. بنده زير بار بدعتهاى غيرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتى ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برندهاند، بعضى برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتى ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد. بنابراين همه چيز دنبال بشود، انجام بگيرد، كارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبههاى هست، از راههاى قانونى پيگيرى بشود. قانون در اين زمينه كامل است و هيچ اشكالى در قانون نيست. همانطور كه حق دادند كه نامزدها نظارت كنند، حق دادند كه شكايت كنند، حق دادند كه بررسى بشود. بنده از شوراى محترم نگهبان خواستم كه اگر مواردى خواستند صندوقها را بازشمارى بكنند، با حضور نمايندگان خود نامزدها اين كار را بكنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت كنند، امضاء كنند. بنابراين، هيچ مشكلى در اين جهت وجود ندارد. اين راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزيز.» . . « اما خطاب دوم من، خطاب به سياسيون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جريانات است. من ميخواهم عرض كنم به اين حضرات، كه امروز يك لحظهى حساس تاريخى براى كشور است؛ نگاه كنيد به وضع دنيا، نگاه كنيد به وضع خاورميانه، نگاه كنيد به وضع اقتصادى عالم، نگاه كنيد به مسائل كشورهاى همسايهى ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاكستان. ما در نقطهى حساسى از تاريخ قرار گرفتهايم. همهى ما وظيفه داريم كه در اين مرحلهى تاريخى هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نكنيم» . . « آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عدهاى از اينها حرفشنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمى افراطىگرى كنند، دامنهى اين افراطىگرى در بدنهى مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آنها ديگر نميتوانند آن را جمع كنند، كه ما نمونههايش را ديدهايم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطى به افراطىگرى ديگران دامن ميزند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهايند. من به همهى اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه ميكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعهى صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنهى كمينكرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهرههايشان برميدارند و چهرهى حقيقى خودشان را نشان ميدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد. » . . « قانون، فصلالخطاب است؛ قانون را فصلالخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همهى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آوردهاند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟ كه ما ميخواهيم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براى نفوذىِ تروريست - آن كسى كه ميخواهد ضربهى تروريستى بزند - مسئلهى او مسئلهى سياسى نيست؛ براى او چه چيزى بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمى كه ميخواهند راهپيمائى كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششى براى او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟» . . «الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى بناست بدهد؟ واكنشهائى كه به اينها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند - كه بالاخره واكنشى به وجود خواهد آورد، واكنش احساسى خواهد بود. محاسبهى اين واكنشها با كيست؟ انسان دلش خون ميشود از بعضى از اين قضايا؛ بروند توى كوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزباللهى را، نه آن شلوغكنها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث. زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردمسالارى است.» . . «من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستى نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهدهى آنهاست.» . . «اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبهى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.» «من از همهى اين دوستان، اين برادران، ميخواهم بنا را بر برادرى بگذاريد، بنا را بر تفاهم بگذاريد، قانون را رعايت كنيد. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از اين راه برويد. و اميدوارم خداى متعال توفيق بدهد كه همه از اين راه بروند. خب، همه پيشرفت كشور را ميخواهند. جشن پيروزى چهل ميليونى را اين برادران گرامى بدارند و نگذارند دشمن اين جشن را خراب كند؛ همچنانى كه دشمن ميخواهد خراب كند. البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريحتر از اين صحبت خواهم كرد.» چکیده مهمترین نکات رهبری خطاب به شما: 19 مورد: 1- صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور 2- تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است 3- رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغگوئى متهم كردند! 4- كارنامههاى جعلى براى دولت درست كردند، 5- ميدانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبتهاى خجالتآور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند 6-جمهورى اسلامى اهل خيانت در آراء مردم نيست 7- حالا ممكن است آدم بگويد يك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور ميشود تقلب كرد! 8- امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتى ديگر مصونيت نخواهد داشت 9- هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نكنيم 10- اگر آنها كمى افراطىگرى كنند، دامنهى اين افراطىگرى در بدنهى مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آنها ديگر نميتوانند آن را جمع كنند 11- اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهايند. 12- بر خودتان مسلط باشيد؛ سعهى صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد 13- بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آوردهاند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ 14- اينها چه گناهى كردند؟ كه ما ميخواهيم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بكشيم 15- همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى بناست بدهد؟ 16- زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردمسالارى است 17- اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهدهى آنهاست 18- اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. 19- البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريحتر از اين صحبت خواهم كرد اینها هشدار ولی امرتان بود یعنی ایشان از شما ناراضیست این یعنی آقای میر حسین موسوی خامنه از خدا بترسید و به اعمال خود بنگرید و از آنجا که به سمت شما اقبال عمومی نشد کینه به دل نگیرید که این همان مصلحتی است که امام علی (ع) طبق آن عمل کرد و یکباره به سوی ایشان در سال 35 هجری اقبال عمومی چون سیل روان شد. اگر تصور می کنید که حقتان، ریاست جمهوری بوده، نه کمتر، پس صبر نمایید تا اقبال به سمتتان روانه شود در سالهای آتی. در این 4 سال هم خیر خواه دولت باشید تا صداقت خود را به مردم و دولت ثابت کنید چون گفتید که نگران مردم و نظام هستید و می ترسید که کشور در پرتگاه سقوط کند. اما بدانید این کشور صاحب دارد و بارها به مرز بحران های خطیر تر از این رفته و به سلامت بازگشته است. پس لطفا خیلی نگران نباشید چون هیچ کس به اندازه ولایت فقیه نمی تواند حافظ نظام اسلامی باشد و نگرانیش نمی تواند مهمتر از نگرانی و دلسوزی رهبر یک نظام برای آن نظام باشد. به ویژه رهبری که خود از نسل معصومین(ع) است. اگر با دولت منتخب ارتباط مثبت و فعال نداشته باشید، پس در نتیجه، خود را نفی و نقض کرده اید و عدم صداقتتان محرز خواهد شد، چون رییس جمهور منتخب از شما سه نامزد غیر منتخب، درخواست یاری و تعاون نمود.خدا نکند همگان و حتی خودتان به این برسید که شاید مزه پست و ریاست را باز هم دوست دارید در جایی بالاتر بچشید. امیدواریم که این طور نباشد. خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد و اما توصیه آخر آنکه بیشتر مراقب اطرافیانتان باشید چراکه برخی به اسم روشنفکر فرهیخته که شاید تنها هدفشان تخریب ارکان و کیان نظام جمهوری اسلامی باشد، پشت سر شما سنگر گرفته و افکارشان را با افکار شما پیوند می زنند و چنان نرم، افکار و اندیشه هایتان را از درون، منقلب می سازند که سالها بعد به خبر خواهید آمد که کار از کار گذشته است. خدایا عزیزان خدوم انقلاب اسلامی ایران را از ریزشهای پس از انقلاب قرار مده که این مایه رنجش و دلسوختگی و دلشکستگی ماست. امید که سرمایه های کشور اسلامیمان ایران جزو رویشهای انقلاب باشند و اکنون یادم آمد که دوستی می گفت : فردی پس از انتخابات به همسر شهیدی تماس گرفت و گفت شما همان کسانی هستید که به احمدی نژاد رای داده اید و شما همان گداهای بی سر وپایی هستید که رای شما به هیچ دردی نمی خورد و رای مردمی که در تهران به جناب موسوی رای داده اند، رای عاقلانه و درست و علمی و درد بخور است و جز حامیان موسوی کسی نمی فهمد پیشرفت و علم و کشورداری یعنی چه و آن همسر دلسوخته دلشکسته، هیچ نگفت. یادمان بیاید زمانی که امام امت خمینی کبیر(قدس سره الشریف) فرمود: انقلاب ما انقلاب مرفهین بی درد نبود، بلکه انقلاب پا برهنگان بود و آنانند که حامیان واقعی نظام و انقلابند. اگر ما که به آقای موسوی رای نداده ایم، همان بی سر و پاها هستیم، پس درود بر پابرهنگان بی سر و پا، چراکه امام امت آنان را همیشه حافظان و سینه چاکان دفاع از کشور عزیزمان ایران معرفی می نمودند . و اما در مورد نامه شما نامه شما را خواندم نکته قابل تامل در این نامه آن است که شما کاملا از سر دلسوزی، نکات ارزشمندی را بیان نموده اید و این نشان از دغدغه های درونی شما نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی می باشد. به نظرم خیلی تند رفته اید. البته نظر شخصی حقیر است و نظر شما نیز برایم محترم است ولی نه اینکه 100 درصد مقبول من باشد. ببینید، مسائل سیاسی در یک کشور یک وجهه درونی دارد و یک وجهه بیرونی. در وجهه درونی اگر برخی تحرکات و اقدامات موجب اخلال در سطح کیفی اداره درست کشور شود، به هر وسیله و سبک درست منطقی و دینی باید جلوی آن ایستاد. در واقع با سبک علوی و نبوی و ولوی باید جلوی مشکل را گرفت. ببینید در طول دو دهه اخیر بیشتر جریانات سیاسی در کشور بر محور فرد و فردیت مداری استوار بوده که این مساله در بیشتر موارد از احساسات و شاید کینه های درونی افراد برخاسته است. حال این حرکتها و جنبش ها در مقابل عملکردی از عملکردهای نظام، یا در جهت خاموش سازی عقده های درونی آغازشده و یا آن که از سر دلسوزی بوده است. تشخیص این موارد بر عهده من و شما نیست. آنچه ما بدان مسؤولیم، نگریستن در سبک رفتاری انتقادات و حرکتهای مقابله به مثل گرایانه منتقدان است. دربیشتر موارد شاید به وضوح ببینید که برخورد های قشر منتقد چیزی غیر از نگارش یک مقاله علمی یا سخنرانی علمی در مورد یک مساله خاص بوده است. مگر شما قضایای کوی دانشگاه را به خاطر ندارید. مگر شما ندیدید که در دانشگاه امیر کبیر و شریف و برخی دانشگاههای دیگر چه قضایای توهین آمیزی نسبت به مقدسات ما رخ داده است؟ نظام مقدس ما شاید در مواردی که برخی افراد کوته فکر بی سواد، زمام کار فرهنگی در سطوح پایینی جامعه (نه چندان در سطوح بالا ) را به دست گرفته اند، ضربه مهلکی از خودی ها خورده است.شما خود این را قبول دارید. آیا مطمئنید که جناب رئیس جمهور وقت، اگر از این موارد به اشتباه دستگیر و زندانی شده در زندانهای ما مطلع باشند، دست روی دست می گذارند؟ مشکل اینجاست که هر کس چه اهل قلم منتقد و چه فعال سیاسی منتقد و چه ... همیشه هنگام بیان انتقادات خویش گویا فصل الخطاب هستند و هر چه می گویند طرحی نوین است که به خودی خود در انداخته اند. مقام معظم رهبری(زید عزه) در بیانات خویش چندین سال پیش ، آن زمان که بحث ولایت مطلقه فقیه در محافل مطرح بود، فرمودند که اگر کسی از رهبریت انتقاداتی دارد یا از دیگر سران نظام انتقاداتی دارد ، آن را به صورت سوال مطرح کند ، شاید با پاسخ مسوول مورد نظر، قانع شود. و شاید هم قانع نشود. همین رهبر فرزانه فرمودند که شما دانشگاهیان و شما دانشجویان، با پرسشها و نقد های سازنده خود از مسؤولان کشور می توانید به پیشرفت نظام و اعتلای کشور کمک کنید آیا تا به حال شد که ما مردم این مرز و بوم از مسوولین خود سوال جانانه مطرح کنیم ؟؟؟؟؟؟ آیا کار ما چیزی جز توهین و فصل الخطاب دانستن نظرات خویش بوده است؟ من بحثم روی عملکرد مثبت یا منفی برخی مسؤولان نیست. مد نظر من، سبک انتقادات ماست. آیا همین جناب آغاجری دانشجویان را با تئوری مگر ما میمونیم که تقلید کنیم، به دین اسلام بد بین نکرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ موارد زیادی است که در دانشگاهها ، دانشجویان در برخی موارد به تحریک اساتیدشان و گاهی به صورت خود جوش، شب نامه ها و بروشورها منتشر می کنند و در مورد یک مساله، به تنهایی دادگاه تشکیل می دهند و جای قاضی می نشینند و فتوا به محکومیت و یا عدم محکومیت افراد می دهند و به زعم باطل خویش، دادگاه علوی و عدالت محور تشکیل می دهند. آیا ما که ادعای مسلمان بودن داریم، این روش را باید پی بگیریم؟ وقتی انسان بخواهد وضع موجود را تغییر دهد، اولا باید بداند شرایط فعلی درست و دینی(یا بهتر بگویم: منطقی) است یا نه؟ آیا او قدرت تشخیص این مساله را دارد یا نه؟ آیا راهی که انتخاب کرده درست و منطقی و صواب است یا نه؟ آیا در شرایط کنونی این حرکت انتقادی درست است یا نه؟ آیا یکباره بیگدار به آب زدن درست است یا نه؟ آیا فرد دیگری یا افراد صالح دیگری از شرایط کنونی همین برداشت را دارند یا نه؟ مگر هرگاه فردی احساس خطر در تضییع حقی دید، حق دارد که فی نفسه اقدام کند؟ استاد شهید دکتر بهشتی هیچگاه پشت سر بنی صدر گمراه و مزدور اجانب، بد گویی نمی کردند با اینکه از کارهای وی انتقاد شدید می کردند. به دیگران هم اجازه چنین کاری نمی دادند. منتقد منصف به اعتقاد ایشان کسی است که عمل افراد را نقد کند نه شخصیت افراد را. هرچند عمل و شخصیت به هم ممزوج است ولی توهین و بی احترامی و پاره کردن عکس و ناسزاهای ناموسی جایی در فرهنگ دینی و حتی ایرانی ندارد. دانشجویان اصلاح گر، دنبال راه چاره هستند نه صرف انتقاد. کدام دانشجو را سراغ دارید که برای حل یک معضل نظام در عرصه عملکرد مسؤولان، طرحی جدید و محترمانه ارائه دهد؟؟؟؟ همه ما در مورد مسائل اطرافمان یکباره خونمان به جوش می آید و یکباره فروکش می کنیم. این نشان از عدم تعقل و عدم چاره ورزی و نبود تامل و دور اندیشی ماست.(البته با توجه به شناخت پیشینی من از حضرتعالی، شما اینگونه نیستید). وقتی که دانشجو در کلام خویش یا با قلم خویش، دست به توهین و «یک طرفه به سوی قاضی رفتن می زند» و سوال او بوی جدال نفس محورانه، نه حق مدارانه، می دهد، دفاع شما از این قشر افراد اهل قلم واندیشه و استادنماها و دانشجومآبان به عنوان گروهی از منتقدان مصلح مثبت گرای نظام، محل تامل است؟ مگر شما تمام افرادی را که زندان شده یا دستگیر شده اند مورد بررسی و کنکاش قرار داده اید. به نظر می رسد که هر گاه حرف جدید و نویی داریم، آنقدر فریفته زرق و برق و تسویل نفس اماره خود درباره ایده، تئوری و حرف جالب خود هستیم که فراموشمان می شود هدف اصلاحی داشته ایم امیرمومنان(ع) می فرمایند: اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع: بیشترین قربانگاههای عقل، هنگام درخشش طمع هاست. آنچنان ایده خود را بر سر حریف می کوبیم که شاید اصلا نفهمیم چه کرده ایم. من هم نمی گویم این بگیر ببند ها، همه بر حق بوده و تمام این ممنوعیت قلمها صواب بوده، ولی از شما می پرسم که آیا به ضرس قاطع می توانید در پیشگاه خداوند متعال ادعا کنید که همه کسانی که در زندانهای ما به سر می برند، قصد اصلاح امت پیامبر(ص) در این کشور را داشته اند؟ چرا به این راحتی هیزم در آتش دشمن ریخته شود؟ آیا در چین و مالزی و ژاپن و برخی دیگر از کشورهای مورد توجه ما که حتی کمونیست و ... و یا سکولار هستند، انتقاد از حرکتهای دولت به صورت جمع شدن در یک مکان و مطالبه حق نیست؟ خیلی جالب است که در مهد کفر و الحاد (سکولاریسم) غرب و اروپای مدرن، با حرکات و تدابیر دولتها در قبال مردم و اداره کشورها، اینچنین هدفمند و منظم و منصفانه مقابله می شود ولی دانشجوی ما وقتی عصبانی شود، پرده ها را می درد و به راحتی همه چیز را کرت آخر می گذارد و با وقاحت تمام، رهبریت نظام یا ریاست جمهوری یا هر مقدسات دیگری را به باد فحش و ناسزا می گیرد و... . بنیانگذار نظام حضرت امام(ره ) فرمودند: هر چه که کیان نظام جمهوری اسلامی را به خطر اندازد ، باید با آن برخورد شود. مگر ما این نظام را از سر راه آورده ایم. خون پدران و برادران ما و شماست که آن را نگه داشته است. ما مشکلات درونی نظام خود را نباید به بیرون منتقل کنیم. در درون باید حل و فصل شود. کم دشمن داریم که به خون این ملت تشنه هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از استکبار جهانی آمریکا و انگلیس (دولتمردانشان) و... و وهابیت مدرن و اهل سنت افراط گرا(برخی از آنها که کینه توزان اهل بیت (ع) اند) و «لابی» قدرتمند صهیونیستی و.... من در مقام تایید یا انکار شخصیت ریاست محترم جمهوری ایران نیستم. ولی این نامه شما را محل تامل می دانم. هر کس نکته خاصی در عملکرد افراد و سران نظام می بیند به راحتی تیغ جلادی خود را بلند می کند و ناجوانمردانه به ترور شخصیت افراد می پردازد. آیا اگر خود ما مورد چنین قضاوتی قرار گیریم ، می گذاریم آب خوش از گلوی مخالفانمان پایین رود؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! همیشه در نقد باید دو اصل را مد نظر داشت: 1- نه ما عقل کل هستیم و همه چیز را می دانیم و می فهمیم و به خفیات امور آگاهیم. 2- نه همه کسانی که ما از آنان انتقاد می کنیم معصوم و پیغمبر زاده اند. اصلاح نظام امری دو سویه است. مردم و دولت با هم ضامن بقای خویش اند. اگر حرف راست را هم انسان با توهین به طرف مقابل بگوید، باید اول او(توهین کننده) مجازات شود و سپس نوبت به بررسی عملکرد یا حرف طرف مقابل(حتی اگرتوهین کرده باشد) می رسد. کافری مُحارب را در زمان رسول خدا(ص) می بردند که اعدام کنند، رسول خدا(ص) هم حضور داشت، یکی از صحابه در میانه راه ناسزایی به آن فرد مهدور الدم کافر گفت. رسول خدا(ص) فرمود: ابتدا بروید و حد (تازیانه) بر این فرد ناسزاگو جاری سازید و سپس این کافر را ببرید و گردن بزنید. این سیره نبوی است. در اغتشاشات دانشجویی و خیابانی و یا حزبی شعارهای تخریب شخصیت موج می زند. پاره کردن عکس افراد نقل و نبات محافل شده و ... . چرا چشم به روی این مسائل بسته ایم. بنده با نقد سازنده بسیار موافقم و دین گرانمایه اسلام هم این را به ما فرا داده است. نقد شما خالی اشکال نیست.نقد سازنده ، مفید ولی نقد مخرب زیان رسان است. شخصیت شما برای من محترم، ولی این بینش و ایدئولوژی شما را خالی از افراط نمی دانم. والسلام علی المهدی المنتظر (عج)
علیرضا کاوند بروجردی عضو هیات علمی دانشگاه جامع علوم و معارف قران کریم
ادامه مطلب
طوطی و زنبور(پاسخ دوم آقای سروش به آیت الله جعفر سبحانی)
ادامه مطلب
خاتميت و مرجعيت علمى امامان معصوم(ع) ـ آيتالله استاد جعفر سبحاني
اخيرا بعضي افراد در باب سازگاري خاتميت و مرجعيت علمي امامان معصوم شبهاتي را مطرح نمودهاند آنان برآنند كه اعتقاد به علم لدني وعصمت امامان و حجتيت سخنان آنان با خاتميت پيامبر گرامي اسلام و انقطاع وحي ناسازگاري دارد. اين مقاله بر آن است تا پاسخ مستدل به اين شبهه و برخي از شبهات ديگر بدهد . در ابتدا به سرچشمه علوم امامان معصوم اشاره ميشود كه عبارتند از: 1. نقل از رسول خد ا(ص) 2. نقل از كتاب علي(ع) 3.استنباط از كتاب و سنت 4. الهامهاي الاهي. سپس مطرح شده است كه قرآن و روايات بر اين نكته تاكيد دارند كه ممكن است افرادي از علم لدني عصمت برخوردار باشند و سخنان آنان بر ديگران حجت داشته باشد ولي نبي نباشند بنابراين هيچ ناسازگاري بين خاتميت و مرجعيت علمي وسياسي ائمه وجود ندارد.
همچنين در ادامه به نقش امامان در حفظ و پاسداري از شريعت اسلام اشاره شده. در پايان وظيفه و جايگاه عقل در فهم متون ديني پس از رحلت پيامبر مورد بررسي قرارگرفته است. در ضمن در اين مقاله به تناقضگوييهاي جناب آقاي دكتر سروش در اين باب اشاره شدهاست. واژگان كليدي: خاتميت, مرجعيت علمي ائمه معصومين, شريعت, علم لدني, نبي, عقل. ادامه مطلب
سروش خداحافظی سروش
به زودی در وبلاگ نقدها و شبهات به ظاهر کمر شکن دکتر عبد الکریم سروش(حسین حاج فرج دباغ) در باب تضعیف اسلام و قرآن و شیعه و سامانه ارزشمند ولایت و امامت در شیعه و تئوری ولایت فقیه به بوته نقد و بررسی در خواهد آمد. برخی نقدهای وارد بر آقای سروش واقعا هیچ ارزشی علمی در خوری ندارد نقدهای عالمانه مثل مروارید درون صدف است بر برخی نقدهای وارد بر آقای سروش باید نقد نوشت نقد ضعیف و نادرست از سوی مدافعان اسلام=ضربه به دین اسلام و قرآن و شیعه جعفری به زودی نقدهای مدیر و صاحب وبلاگ که در سال ۸۴-۸۵ بر کتب آقای سروش تهیه شده و نیز انواع مغالطات مزورانه و قبیح دکتر سروش در کتابهای صراطهای مستقیم و قبض و بسط تئوریک شریعت و فربه تر از ایدئولوژی(به ویژه بحث ذاتی و عرضی دین و شرطیات کاذبه المقدم که تمام کتب و نظریات او را نیز در بر می گیرد و به تعبیری خود شمول است ) خواهد آمد.
فراخوان اینترنتی دادخواست به مصلح حقیقی
خروش اینترنتی ای اهل ایمان! ای آزاد اندیشان جهان! ای وجدان های بیدار! ای کسانی که هرگاه در گوشه ای از عالم، ظلم ظالمی را بر مظلومی مشاهده می کنید، آرام نگرفته، زبان به اعتراض می گشایید؛ چشم گشوده و ببینید که: ظلم و فساد و تباهی سراسر جهان را فرا گرفته؛ حیا و عفّت و پاک دامنی از جوامع بشری رخت بر بسته و فحشا، هرزگی و بی بندوباری جای آن را گرفته؛ ایمان و دین داری، عزّت خود را از دست داده؛ کفر و بی دینی، سربلندی و افتخار به همراه آورده. در چنین هنگامه ای بر جای نشستن روا نخواهد بود، باید که برخیزیم و فریاد یاری طلبی سر داده، دست استغاثه برآوریم؛ آن هم به آستان کسی که خود، آخرین میراث دار غدیر و جانشین خاندانی است که خداوند به واسطه ی پیامبر بزرگوارش در غدیر، ولایت و اداره ی جهان را به ایشان سپرده است، دست حاجت به سوی کسی بریم که توان و امکان اصلاح امور را داشته و پروردگار وی را مرجع و محلّ رجوع مردم قرار داده است. پس بیایید نیت های خویش را خالص و دل های متفرّق را یکی کرده و یک دِله شویم؛ بیایید زمزمه های پراکنده را هماهنگ ساخته و یک صدا گشته و به درگاهش چنین نجوا کنیم: خسته شده ایم از پوچی و پوچ زیستن؛ از نظاره ی زشتی ها و آلودگی ها؛ از شنیدن وعده های بی حاصل؛ خسته ایم از دورویی ها و دورنگی ها؛ به تنگ آمده ایم از درنده خویی و زیستن در میان درنده خویان؛ وامانده ایم از این سو به آن سو دویدن و هر روز دست به دامن کسی شدن؛ بی تاب گشته ایم از حرکت های بیهوده و وعده های پوچ و امتحان شدن ها و امتحان کردن ها؛ زمین خسته است، آسمان خسته است، دریا خسته است، کوهسار خسته است، ...؛ دنیا چه رنگ های بسیار به خود دیده: عالم و جاهل، زشت و زیبا، سپید و سیاه و ...؛ اکنون امّا آیا وقت آن نرسیده که تو را امتحان کند؟! تو را که وعده ی خدایی، تو را که یادگار غدیری و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در غدیر از آمدنت خبر داده. بدین وسیله سایت «پدر مهربان» از کلیّه ی پایگاه های اینترنتی اعم از سایت ها و وبلاگ ها دعوت به عمل می آورد که با انعکاس این تظلّم نامه بر صفحه ی سایت یا وبلاگ خود، در ایجاد یک موج اینترنتی همکاری نمایند؛ موج عظیمی که در آستانه ی غدیر به یکباره همه ی جهان را تکان داده و متوجّه مصلح حقیقی نماید. یک خروش اینترنتی که ناله ی استغاثه ی پنهان همه ی ستمدیدگان گیتی را به فریاد آشکار بدل ساخته و به عالمیان اعلام دارد که برای ستمکاری های بشر نقطه ی پایانی نیست جز او.
سلام بر شهید پیغان ملکوتی
اولین شهید تاسوکی
به یاد نعمتی که خدا به ما داد
بسمه تعالی
در لایه لایه های کتاب «پیامبر امی» من و در دقایق و آنات تدریسم در دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد و دورود در راستای افشاگری وهابیت این فرقه جعلی و کثیف سخنان آتشینم را بر سر دشمنان تو می پاشانم ای نعمت من که چه شب هایی با هم مباحث کلام جدید را مباحثه می کردیم و حالا باید گفت شما وضعت خوبه ما بیچاره ایم بسمه تعالي سلام خدا بر آن عروج پاك وملكوتي ات پيغان جان يادت هست آن روزكه امتحان درس كلام 2(كلام جديد) استادخندان داشتيم ، به خاطر حجم دروس حوزه ودانشگاهت، با لهجه خاص خودت گفتي :"شما وضعت خوبه، ما بيچاره ايم" ؟ اما چه شدكه اين بار بايد گفت: شما وضعت خوبه ،ما بيچارهايم جوياي شفاعت تودر"يوم لا ينفع مال ولا بنون"،عليرضا 4. 04 مرداد 1386 ساعت 13:03
Iran's Road Less Traveled to Nukes
Missile Defense and the American Empire
Michael Moore's Off-Color Draft Joke
AIPAC's Man in the Obama Camp
How Not to Handle Iran's Nuke Aspirations
نگاهی دوباره به نامه آقای «رضا کاوند» خطاب به ریاست محترم جمهور
نقدهایی بر افکار و اندیشه های آقای منتظری در باب ولایت فقیه (2)
نقدهایی بر افکار و اندیشه های آقای منتظری در باب ولایت فقیه (1)
از طرف یکی از شاگردان وی
ادامه مطلب
شبهات وارد بر نهج البلاغه و پاسخ به آنها (3)
شبهات وارد بر نهج البلاغه و پاسخ به آنها (2)
شبهات وارد بر نهج البلاغه و پاسخ به آنها (1)
ازدواج سالم عاقلانه و عاشقانه ( ۹ فاکتور مهم در ازدواج جوانان)
شــــــیرازه ولایت مولاســــت فاطـــمه
سروده: دکتر کاوند ادامه مطلب
آیا پیامبر قادر بر خواندن و نوشتن بود؟ امی یعنی چه؟
آشنایی با سوابق علمی-فرهنگی و پژوهش های دینی- فرهنگی صاحب وبلاگ
شیعیان خیزید یک دم.
سراینده:علیرضا کاوند بروجردی {رواج فساد و فحشا در جامعه اسلامی}
نامه ای به احمدی نژاد شیعیان خیزید یک دم گاه پیکار آمده دشمنی کز در برفت از راه دیوار آمده
دشمنان دین و مذهب، کارتر و بوش پدر کاندولیزا رایس و شارون، دیک چنی، بوش پسر
جنگ با صدام تمام ثروتو بر باد داد بودجۀ فرهنگی مملکتو بر باد داد
توی چند سال گذشته وضع فرهنگی خراب برخی مسئولین تو خواب و کار فرهنگی: کتاب
اما اون چیزی که بود وهست درد مرز و بوم واردات اسرائیل و آمریکای پست و شوم
دیک چنی که دخترش همجنس بازه به بوش می گه: «فیلم و cd، رقص و پارتی، بسته های گرت و بنگ دکولوره، رنگ مو، مِش عرضه کن خیلی قشنگ
ماتیکای رنگ و وارنگ، پودر پنکک، لوسیون رﮊ لب، سایه، ریمل، انواع قرص کورتیون
رﮊ گونه، خط لب، زیرابروها و خط چشم لول تریاک و هشیش بفرست توی ایران و قشم
کوکائین، ویسکی، شراب، آب زلال خونه شه سیگار و ماریجوانا به جوونا هدیه شه
توی پارک نیم سیر هشیش به راحتی پیدا بشه پای دختر و پسرها توی پارتی وا بشه»
تو کلان شهرای ما هنجارها اینها شده: دختران بد حجاب، مانتوهای شلوار نما استریج، تیشرت Allen، رقاصی از آمریکا
مانتوهای چاک زده، شلوار لی دمپا گشاد اسپری، قرص LSD، والیوم، مرفین، پماد
حول حوش هشت شب دختر فراری ها میان چند دقیقه که گذشت بعدش سواری ها میان
حول و حوش یازده ونیم پارتیا بر پا می شه دانس و رقص و شرب الکل، درب قرصا وا می شه
اونقدر بی حرمتی، بی عفتی، بر پا میشه که نمی فهمن چطوری روزشون فردا می شه
نغمۀ عروسکا شعرای اونور آبیه رو موبایل کودکا آهنگ رقص باربیه
از میان مداحا انگار هلالی دین داره کز موبایل آدما آهنگ تکنو می باره
جای آهنگای قبل انقلاب چه خالیه وقتی یه مداح می گه آهنگامون اسلامیه
بارون الحاد و کفر از شعر و معرها می باره قلب صاحب عصرازاین جورچرت وپرتا می ناله
اما حالا خوب توجه کن به این: از طریق آب دریا و زمین و آسمان در قاچاق دختر و زن سعی دارند این زمان
تاجرای این سفر امپریالیستای عراق آدمای جور واجور، یکی یکی می شن قاچاق
والدین زودتر بیاید و بچتونو زن بدید دخترو شوهر بدید اینقدر به داماد گیر ندید
این جوونا معصومن، شورجوونی عیب نیست تو خیابون های ما پرسه زدن بی عیب نیست
اما حیف!!! هر کسی از زیر کارش شونه خالی می کنه به گمان باطلش داره چه حالی می کنه
این یکی فکر می کنه اون کار به او مشروط نیست اون یکی فکر می کنه این کار به او مربوط نیست
پول و پارتی، پرروئی وقتی میاد با جست و خیز نور چشمی فلان کس می نشینه پشت میز
ما شهید دادیم به قرآن، حرف اونا این بوده: «ای رئیسان سه قوه! کار کنید بی کم و کاست بعد اگر دیدید نشد اون وقت دیگه کار خداست
انتظار ما فقط برچیدن این جور چیزاست حداقل، دست کم، جمع کردن کارتون خواباست»
اما خوب چشماتو وا کن!!! توی این دنیا بازم خون تو رگ ایرانیه گر بری بیرون ایران خوی حیوان جاریه
توی این کشور به یمن رهبر فرزانمون انصافا خدمت شده توی تمام شهرامون
ساخت و ساز و جادهها، پیشرفت علم و دین ما همه این خدمتا سرمنشئش روح خدا
توی این کشور بازم بنشین بکن شکر خدا پشت بندش هم بگو: آقا بیا! آقا بیا!
تقدیم به دکتر محمود احمدی نژاد
|
